![]()
ساربانا اشتران بین سر به سر قطــّار مست ساقیــا باده یکی کن چند باشـد عـربــده جلال الدین محمد بلخی (دیوان شمس) Oh! Cameleer! Look at the camels! All of them, drunken! The king drunken, the baron drunken, thy friend drunken, those enemies drunken.Oh! Saqi! Make our wines, the same!Friends are drunken from believe, enemies from blaspheme! Rumi (Divan-e Shams)
به حلقه ی عشق خوش آمدید! در حلقه ی عشق، نوشته های عرفان خسروی را خواهید خواند. نوشته هایی که ممکن است، به تنهایی یا همراه با موسیقی و تصویر، به شما پیش کش شوند. بسیاری اوقات نیز، نوشته ای در کار نیست، مجموعه ای عکس یا نقاشی، یا آوازی و شعری و سخنی. صلح، دغدغه ی من است، و داشتن مردمانی مهربان که نه از شدت حبِّ وطن، مبتلا به عصبیت ِ ترک ستیزی و ضدیت با عرب باشند و نه از غایت دین داری آلوده به تعصب بی وطنی و دنیا گریزی؛ و در پی ساختن روزگاری ام، نه چندان دور، که نه این اندازه به فسق مباهات شود، و نه این قدر زهد بفروشند. هرچند، به پیروی نیاکانم، هیچ خَلقی را برتر از دیگری نمی دارم، به فراخور روزگار، آرزوی وحدت مردمانم را دارم، آن ها که از فراسوی جیحون تا اندکی آن سو تر از دریای سیاه می زیند، آن ها که در شمالی ترین ستیغ قفقاز، تا جنوبی ترین سرحد خلیج پارس پراکنده اند، هم آنان که نوروز جشن من و آن هاست، وحدت آنان آرزوی دیرین و پسین من است. گرچه به گفته ی جلال الدین بلخی ایمان دارم که آفتاب از هر طرف برداشت سر، عین خورشیدست، نه چیز دگر، پس نه شرقی، نه غربی سر می دهم و در پی آفتاب می گردم، لیکن، این قدرم بس که موهومی به نام جهانی شدن و دهکده ی جهانی را دشمن می دارم و هیچ آفتابی، جز شمع مرده ی خفاشان و جادوی سیاه پتیارگان در آن نمی بینم. تارنمای من، حلقه ی عشق نام دارد، چرا که از هرچه در زندگی بدان عشق می ورزم در آن خواهم گفت. خواه موسیقی باشد، خواه ادبیات، خواه هنر، خواه علم. من یک جانورشناس هستم. آواز می خوانم، و گاهی چیزی می نویسم. بی حلقه ی او مباد گوشم پرورده ی عشق شد سرشتم جز عشق مباد سرنوشتم ![]()
Närrisch, daß jeder in seinem Falle Johann Wolfgang von Goethe (West-östlicher Divan, Hikmet Nameh, [Buch der Sprüche]) چه بیهده است، پیچیدن بر تعصبات چه اگر اسلام این است، سر نهادن بر اراده ی خداوندی یکایک، ما مسلمانانیم آن گاه که زائیده شدیم و بر همانیم آن گاه که میرانده شویم یوهان ولفگانگ فون گوته (دیوان شرقی-غربی، حکمت نامه، بند چهل و دوم) ![]()
Welcome to The Circuit of Love! In the circuit of love, you can find you will find my notes about my Patria, its culture, music, literature, or even my scientific research. The peace is my desire. Albeit I'm not a racist, due to my fathers' thoughts, but I wish uniting my people. The people those celebrate the Norooz, as I do. Their union is my last and oldest wish. Although I believe in Rumi's "from each side the sun rises up, it's the sun, itself", ergo, I look for the sunrise in east and west, yet, I do believe that Globalization is not anything other than the black wizard of ominous witches. I'm a Paleozoologist, an evolutionary biologist, who sings and sometimes writes poems. ![]()
فاياک ان تتقيد بعقد مخصوص و تکفر بما سواه فيفوتک خير کثير بل يفوتک العلم بالامر علی ما هو عليه. فکن فی نفسک هيولی لصور المعتقدات کل ها فان الله تبارک و تعالی اوسع و اعظم من ان يحصره عقد دون عقد فانه يقول: فاينما تولوا وجوهکم فثم وجه الله و ما ذکر اينا من اين. ابن عربی (فصوص، ص ۱۱۳) If you persist, on a special belief, and blaspheme to other believes, you will lose a great benefit, and, the knowledge from those believes. Because there is in your ego, chaos of every belief, and God, is greater and bigger than you can enclose him in one belief, other than the other ones. Who is said (in Qor'an): "if you face to every direction, it's face of God", but he didn't pointed a direction from the another ones. Ibn-e Arabi (Fossus, page 113) ![]()
۸۸۸۸ روز ۸۸۸۸ اول اردیبهشت ماه جلالی بلبل گوينده بر منابر قضبان بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلی همچو عرق بر عذار شاهد غضبان سعدی هر سال، برای من، اول اردیبهشت، روز شادباش و خرمی بودهاست. ويژه آنکه... more
ج- ص کیست؟ " ضبط تصنیف در دوره [ی] قاجار برخلاف این گمان عامیانه، که خوانندگان برجسته و قدیمی ایران، از خواندن تصنیف اجتنابمی کردهاند، از آغاز ضبط صفحههای فارسی در سال ۱۲۸۴ شمسی در تهران، تصنیفهای متعددی از... more
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||








روز ۸۸۸۸ اول اردیبهشت ماه جلالی بلبل گوينده بر منابر قضبان بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلی همچو عرق بر عذار شاهد غضبان سعدی هر سال، برای من، اول اردیبهشت، روز شادباش و خرمی بودهاست. ويژه آنکه...
" ضبط تصنیف در دوره [ی] قاجار 