نخستین باری که در مورد تاریخ طبیعی مطلبی نوشته بودم یادم نیست. سال چهارم دبستان مطلبی در مورد تکامل فیل ها و اسب ها (با توجه به شواهد و قرائن فسیلی) نوشتم؛ سال دوم راهنمایی کتابی دویست- سیسد برگی در مورد تاریخ طبیعی داینوسورها. هنوز برخی مطالب آن کتاب به نظرم قابل تامل می رسد. پدرم به عنوان یک زمین شناس برجسته و مادرم به عنوان کسی که نخستین بار شیوه ی اندیشیدن علمی را به من آموخت، هر دو در فرایند تبدیل من به یک داینوسور واقعی سهیم بودند. هرچند باید تقصیر اصلی را گردن یک دوره ی نقاهت پنج ماهه در سال نخست دبیرستان انداخت. آن سال پایم به نحو بدی شکست و اکثر پزشکان من گفتند ممکن است بعد از چند ماه مجبور شوند استخوان ران را از نزدیک مفصل اش با لگن قطع کنند. کابوس زندگی بر روی یک پا، خواب را از چشمان پدر و مادرم و درس و مشق را از دستان من ربود. به جای آن بهترین دوره ی فرصت مطالعاتی عمرم شروع شد: یک روز پدرم از کتابخانه مجله ی علمی ِ Scientific American را امانت گرفت و برای من آورد تا بخوانم. این مجله اصلا تخصصی نیست و در آن به زبان ساده، عمیق ترین مباحث علمی روز مطرح می شوند (هنوز هم حسرت داشتن چنین مجله ای در کشورمان آزارم می دهد). در آن شماره ی مجله، مقاله ای در مورد تکامل پرندگان از نسل داینوسورها و فسیل چند داینوسور پردار چاپ شده بود. گمان می کنم سال 1997-1998 بود. چند روز بعد، مقاله ای در مجله ی Nature به دستم رسید. مجله ی نیچر مجله ای تخصصی (در زمینه ی علوم پایه) است که مقالات مهمی در طول تاریخ در آن چاپ شده اند. مثلا مقاله ی معروف واتسون و کریک در مورد ساختار مولکول دی.ان.ای که منجر به اهدای جایزه ی نوبل به آن دو شد در مجله ی نیچر چاپ شده بود. من به سختی توانستم از مقاله ای که در مجله ی نیچر بود، سر در بیاورم. مقاله توصیف دو گونه داینوسور پردار بود و پر بود از اصطلاحات آناتومیک، زمین شناسی، سیستماتیک و کلادیستیک. تا پایان دوره ی دبیرستان، تمام آن چه را که برای فهمیدن چنین مقالاتی لازم بود فراگرفته بودم؛ آناتومی مقایسه ای خزندگان، پرندگان و پستانداران، زمین شناسی، سیستماتیک و نهایتا کلادیستیک (روشی نوین در طبقه بندی بر پایه ی منطق ریاضی). هنوز وارد دانشگاه نشده بودم که همراه نخستین تیم پی جویی داینوسورها – پس از انقلاب- (مرکب از من، مجید میرزایی، آلکس کلنر و فابیو دالاوکیا) به کرمان سفر کردم و در افتخار کشف نخستین قطعات استخوان داینوسورها از ایران سهیم شدم.
بقیه ی عمر من، فوق العاده یک نواخت، در دانشگاه تهران سپری شد. هرچند چند پروژه ی مهم (و نا تمام) در دست دارم و حداقل به عنوان مشاور یک پروژه ی ملی (فسیل های مراغه) سهیم بوده ام، اما هیچ وقت لذت روزی را که نخستین مقاله ام در مجله ی دانشمند چاپ شد فراموش نمی کنم.
دانش آموز دوره ی پیش دانشگاهی از مدرسه ای موسوم به "لیان شامپو" (!) شروع کرد به نوشتن بیست مقاله در مجله ی (نه چندان) معتبر "دانشمند". نام این مقالات "نگاهی اجمالی به تکامل داینوسورها" بود. امروز وقتی داشتم مقالات را اسکن می کردم، فکر کردم چه قدر با این مقالات کسب اعتبار کردم! به واقع برخی از مطالب این مقالات، پس از گذشت پنج سال تازه در حال اثبات قطعی هستند (این که داینوسورهای گوشتخوار پر داشتند، متابولیسم آن ها به چه صورت بوده و...) و برخی همان طور که در خود مقالات اشاره کردم، هنوز فرضیه ای بیش نیستند (هرچند فکر می کنم بنیان علمی درستی دارند و از آن مهم تر، قابل تحقیق اند، مثلا فرضیه ی تکامل کروموزوم های جنسی در پرندگان).
مدیر مسئول دانشمند، آقای علیرضا کریمی بودند. از بچگی قیافه ایشان را می شناختم. آقای کریمی زمان جنگ مجری برنامه ی "ارتش و مردم" بودند و الان هم مجری شبکه ی قرآن تلویزیون اند. به هر حال ایشان، که اصلا اعتقادی به تکامل نداشتند، هر ماه چند ساعت (حداقل دو- سه ساعت) با من در مورد تفاسیر قرآنی بحث می کردند و باعث شدند من مدت ها در مورد تفسیر قرآن (و بعد ها تفاسیر دیگر کتب آسمانی) تحقیق کنم. نهایتا ایشان، تنها با اضافه کردن یک جمله ی معترضه در نخستین بند مقالات، تمام اعمال نظری را که در نشریات کشور ما مرسوم شده، انجام دادند و آن یک جمله این بود: ... که البته این نظریه جای بحث دارد و با توجه به علوم قرآنی پذیرفته نیست...؛

با توجه به این که من بابت نوشتن این مقالات هیچ پولی از مجله ی دانشمند دریافت نکرده ام، در انتشار مجدد این مقالات بر روی شبکه ایرادی نمی بینم. امیدوارم که این مقالات برای دوستان زیست شناس و زمین شناس، بالاخص دانش جویان رشته ی جانورشناسی مفید باشد.