The Circuit of Love
در حلقه ی عشقAdd to Google' /

Link: http://masihalinejad.blogfa.com/post-33.aspx



گام آهسته بفرسا

گرگ ها بيدارند

تن دشت از دمشان پر ز تب است

زوزه شان می رسد از مهتاب

از شب

از جنگل پير

تخم ترس است که در سينه ی شب کاشته اند

زوزه شان می چکد از شاخه ی تاريک

از خون شکار

از ترس که می آيد و می خندد تنها و دلير

سايه ها تيره و تار

رنگ ها سايه پذير

زوزه شان می وزد از کومه ی خشکيده ی جنگل

از ميوه ی ترشيده ی خون رنگ

از مغز دو دختر که دريدند پرير

دنده هاشان را بر خاک شب تب زده بگذاشته اند

گرگ ها جشن گرفتند به مرگ گل مهر

ديو ها دار برفراشته اند

مرغ خورشيد زبان را بکشانند به زير

روشنی را بکشند

گام آهسته بفرسا که شب است

بيخ خواب است که در ديده ی ما کاشته اند

این شعر و موسیقی همراه آن در حقیقت مربوط به روز زن گذشته و وقایع حول و حوش آن در میدان هفت تیر بود (که دفعه ی اول به همراه ترجمه و توضیحات این جا پست شده بود، سدالبته سربسته تر از امروز). گویا ناف میدان هفت تیر، ولی با این گونه وقایع خون آلود، گره خورده، که خدا سومی اش را به خیر کند...

(عکس ها را از وبلاگ مسیح علی نژاد، که لینک مطلب اش را برای تان فرستاده ام، برادشتم)





در رابطه با این عکس دیگر، این یکی را بخوانید.






در پایان، لینک تعدادی از دوستان دیگر را که در این مورد نوشته بودند ذکر می کنم (این فهرست را نیز از خود وبلاگ مسیح برداشتم و بنا به تجربیات قبلی باید ذکر کنم من لزوما با هر چه که این دوستان نوشته اند موافقت ندارم).

طرح نامني اجتماعي ؛ سهام بورقاني

انسان گرگ انسان است؛ مريم شباني

ما كجا زندگي؛ فهيمه خضر حيدري

حاكميت وحشت ؛ محمد جواد روح

از ايران خسته شدم ؛ ميترا خلعتبري

فراخوان عمومی برای محکوم کردن توحش ؛ محمد يزدان پناه

ما محصول استبداديم؛ حميد مافي

ظالم يا مظلوم ، كدام مقصرند؟ روزبه مير ابراهيمي

از توحش بيزارم ؛ جمهور

هنوز ايران ، هنوز توحش ؛ مسعود رفيعي

درگيري خونين ؛ سعيد پور حيدر

شخصيت انسانها ؛ امير عليزاده

پاي لب گور انسانيت ؛امير همايون پاكبين

از بدحجابي تا صورت خونين، يك تار مو فاصله هست؛ مژگان جمشيدي

شرم باد بر من و تو ؛ سيامك قاسمي

خون بازي ؛ میرا

اسلام طالباني ؛ حنيف مزروعي

نقاب انسانيت بر چه پيكري ؛ سميك

وحشي، وحشي تر، وحشي ترين ؛ درون و برون

يك وبلاگ انگليسي ؛ كمانگير

امنيت خونين ؛ مرجان نمازي

حمهوري وحشت ؛فرهمند علي پور

فاجعه هفت تير ؛ سرزمين من

دستاورد مهرورزي ؛ داود روشني

مردم از مرد بد نامردم ؛ احسان مهرابي



28 CommentsChronological   Reverse   Threaded
mahmir wrote on May 21, '07
اضطرابی گنگ ،
موذی وبی شرم
چه بایستی کرد ؟
.......................
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
dna18 wrote on May 22, '07
دیگه گندشو درآوردن!!؛
:(
nedrose wrote on May 22, '07
:(
sharifhmk wrote on May 22, '07
دوستي خاله خرسه
pedyaria wrote on May 22, '07
چه موسیقی جالبی داشت ، من را به یاد فیلم هایی از دوران خفقان در قرون وسطی در اروپا ی مرکزی انداخت
عرفان جان متشکرم
من هم تلاشم این است که خیلی چیزها را سربسته در اینجا بگویم تا مشکلی پیش نیاید، اما بعضی وقتها آدم دیگر نمی تواند خودش را سانسور کند. این چه مصیبتی است که دامنگیر ما شده است.روز به روز سیاهتر و دریغ از نور امیدی در دل ما، در یغ از ذره ای غیرت و جوشش .
به قول یک نفر نوشته بود ایرانیان مثل مورچه شده اند، اگر راهشان را ببندند، بی خیال نمی پرسند چرا؟؟؟؟ بلکه راه سخت تر و ناهموارتری را انتخاب می کنند تا فقط از مهلکه بگریزند.
اما یکشنبه عده ای در هفت تیر مورچه نبودند، آنها غیرت نشان دادند و شاهد ننشستند.
طرح مبارزه با اراذل و اوباش هم آغاز شده، محصولات منحرف جامعه را با تحقیر و توهین آزار می دهند و دریغ از آنکه اینان روزی آزاد می شوند و با دنیایی از نفرت به جامعه بر می گردند.
به قول اولین دوستی که پیغام نوشته
اضطرابی گنگ، موذی و بی شرم، چه بایستی کرد؟
مرسی
sharifhmk wrote on May 22, '07
هرچي كه اون بنده خدا رشته بود
اين ......پنبه كرده
سنگي كه اين ...... انداخته تو چاه خدا ميدونه چند نفر بايد جمع بشن تا بتونن در بيارن
niloofaramini wrote on May 22, '07, edited on May 22, '07
مگه در قرآن نخوندن که
لا اکراه فی الدین؟
:(
shabna wrote on May 22, '07
مگه در قرآن نخوندن که
لا اکراه فی الدین؟
:(
fekr nemikonam bedunan chiye?ina khodeshun ye dune 2007 daran hamunjoor ke khodeshun mikhan.gozineshiiiii
parimauk wrote on May 22, '07
Thanks.... so dark...your poem...like a photo...like a every day life in there...
jirjiro wrote on May 22, '07
سلام
صاحبخونه محترم مختاری اینا رو حذف کنی
من از جمع عذر میخوام .
من نه میخوام از دید یک مذهب خاص یک گروه خاص ، نه هر چیز دیگری نگاه کنم ، میخواهم از دید یک انسان که باید آزاد زندگی کند اما با شرف بیندیشم .
من هم میگویم که این راهش نیست ، این بدترین، احقانه ترین ، بی نتیجه ترین ، پر آشوب ترین ، بی منطق ترین ، تو هین آمیز ترین راه ممکن است که اینان در پیش گرفته اند ، این بازی سیاست است نه اصلاحات اجتماعی !!!!؟
اما من میخواهم از چیز دیگری بگویم من هم گاهی در این جامعه چیزهایی میبینم که حیفم میاید ، چیزهایی که در شان ما نیست ، چیزهایی که هزاران سوال در ذهنم بر میتابد ، اما آیا نشسته ایم بیندیشیم چرا اینگونه شده ؟ چرا روندی اینگونه را طی میکنیم ؟ چرا صورت ارزشهای ما تغییر یافته ؟ ببینید چیزهایی هست که همه ما میدانیم که هست وهمه گاهی نگران میشویم ولی چاره اش این نیست ، زیر بنای اندیشه و فرهنگ وارزشها و فلسفه وجودی ما مشکل پیدا کرده ، وقتی ذهنیت سردر گم باشه ، حالا تو هی بیا ظاهر رو اصلاح کن که چی ؟؟؟؟
بابا جان داریم از درون میپوسیم ، بد جوری هم !!
این حضرات اگر نگرانند ، اگر هنر دارند ، اگر ادعایی دارند ، اگر خود را مسئول میدانند ، اگر" جامعه اسلامی "میخواهند ، وقت وهزینه خود را صرف " فرهنگ سازی" و "ریشه یابی "و" اسلام شناسی" کنند.
مسخره است در جامعه ای که استاد درس اخلاق اسلامی ، دانشجویان دختر بد حجاب را فاحشه خطاب میکند وهزار شکایت وطومار واعاده حیثیت راه به جایی ندارد ، دم از" جامعه مطلوب" زدن !!!!
کاش ، کاش ، کاش ، ...................
این را اول به خودم میگویم ، افسوس وکاش و حسرت و واویلا ..... چه فایده ، شده ایم یک ملت غرغروی
همیشه ناراضی بهانه گیر ، هر کس در جای خودش درمحدوده تملک خودش در حد اختیار وتوانش همت کند ،
آخه قراره ماها چی واسه نسل بعدمون بذاریم ، چی؟ چی ؟ خودمون که .....?

همچو بید بر سر ایمان خود میلرزم
hamisheh wrote on May 22, '07
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان میکنند
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند

یه سوال دارم از همه... یعنی یه نقطه مبهمی وجود داره برام توی تمام اخباری که مربوط به این جور مطالب میشه. اونم اینه:
خودتون واقعا تا حالا شاهد مستقیم همچین صحنه هایی بودین؟ توی این یک ماه همچین چیزایی رو با چشم خودتون دیدین یا برای فردی از نزدیکاتون همچین اتفاقاتی با این شدت افتاده؟ ببخشید شاید جوابش برای بعضی هاتون خیلی بدیهی باشه ولی برای من تبدیل به سوال شده
من خودم با چشم خودم ندیدم... تو مشهد البته فکر می کنم با این شدت نیست... مامورا رو دیدم، این مینی بوسای وحشتناکشون رو هم دیدم، حتی یبار که با یکی از دوستام منتظر تاکسی بودم ماشین پلیس جلومون واستاد ولی چیزی نگفتن بهمون ( قیافمونو باید می دیدین اون موقع، وای مثل گچ سفید شده بود. احساسش اصلا قابل گفتن نیست... واسه افرادی مثل من هیچی بدتر از این نیست که یکی بیاد و بخاطر حجابت بهت تذکر بده چه برسه به اینکه بخوان بگیرن و... ) حتی قبلا ها می دیدم که یه دفعه می ریزن تو خیابونو و همه رو می گیرن ولی این مدت ندیدم، فقط دیدم که راه میرن . دخترهام اون قدر توی تنگنا نبودن بخاطر حظور مامورا
نمی دونم شاید من ندیدم. شاید شهرای دیگه خیلی سختگیری بیشتر باشه، شاید واقعا توی تهران خبری هست که ما نمی دونیم... ولی حتی توی تهران هم ندیدم؛ سحر هفته پیش تهران بود ولی می گفت هیچی ندیده. خیابونای مختلفی هم رفته بود ولی می گفت از لحاظ ظاهری فرقی نکرده بودن. حتی توی مراسمی هم که شهرداری به مناسبت روز پرستار گرفته بود همون وعض قبل بوده و مردم خیلی بی تفاوت بودن نسبت به مامورا.
نمی دونم، بعضی وقتها شک می کنم، نه به بودنش بلکه به شدتش. می گم آدم تا خودش اصل ماجرا رو ندونه نباید قضاوت بکنه. شایدم من خیلی خوابم و خبر ندارم بغل گوشم چی می گذره. واسه همین خواستم اگه واقعا خوابم یکی منو بیدار کنه

...

اگه واقعا همین طوره تاسف گفتم خیلی کمه ، باید گفت
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا / آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند
hamisheh wrote on May 22, '07
عرفان من هیچ لزومی نمی بینم که این پست رو برای عموم بزاری.... خودمون بدونیم بسه دیگه اظهار نظر یک فرد غیر ایرانی چه سودی داره
shabniya wrote on May 22, '07
Man In Matlab Ro Tou Bloge Masih Khoundam :(
erfaningenia wrote on May 22, '07
من اولش حتی می خواستم نسبت به مطلبی که ابراهیم نبوی نوشته بود واکنش نشون بدم و یه چیزای بدی در جواب نبوی بنویسم. ولی وقتی که پلیس خود منو در میدون ولی عصر به خاطر این که کروات می زنم گرفت (یک سرباز ترک زبان کروات منو گرفته بود و می کشید) و انداخت تو مینی بوس و باقی قضایا متوجه شدم که زیاد هم شوخی ندارن و خدا نکنه چند تا از اون قلچماق هاشون به تورتون بخوره، به خصوص اگه آقای مامور مشکلات شخصیتی هم در بک گراند ذهنیش داشته باشه و شما رو به چشم دشمن اسلام ببینه شک دارم بتونین نجات پیدا کنین؛
irandromeda wrote on May 22, '07
donya vaghean dare bar ax mishe........
sarakhanoom60 wrote on May 22, '07
vaghean taasof avare va man be sakhti mitoonam bavar konam va bishtar az in dar taajobam ke chera mellate ma har chi bad tar be sareshoon miaran hich eterazi .. hich ezhare narahatiee aslan hame baz be kare khdoeshoon mashghoolan !!! vaghean chera ???
hamisheh wrote on May 22, '07
من واقعا واقعا نمی دونم چی بگم
یعنی الان که این حرفای تو رو خوندم شکه شدم
یعنی مغزم هنگ کرد... نمی تونه هذم کنه.... سنگینه ، خیلی
باور نکردنیه
اگه آدمی بودی که نمی شناختم شاید اما و اگر میاوردم و میگفتم خود طرف شاید یه مشکلی چیزی داشته و چه می دونم من که اونجا نبودم... ولی تو..... خنده داره واقا........... خنده تلخ من از گریه غم انگیزترست
sharifhmk wrote on May 22, '07
اميدوارم به كسي بر نخوره
اونايي كه ميگن چرا ملت كاري نمي كنن و در جاي ديگه اي اين ملت رو گاو خطاب مي كنن چرا خودشون جلو نمي افتن و كاري نمي كنن
پشت گود نشستين و ميگين لنگش كن

hamisheh wrote on May 22, '07
استاد شاگرد درس نخون با کتک و چماق درس خون و زرنگ میشه؟

:-"

P.S: Age poshte god neshin nabudim ke dige behemun Irani nemigoftan....
sharifhmk wrote on May 22, '07
اين كارهاي احمقانه كه خيلي هم گسترده نيست به زودي تموم ميشه . ولي متاسفانه اثرات مخربش مدتها باقي مي مونه و پاك كردن اثرش خيلي سخت . عيد امسال رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي بي نظير بود يكي از دلايلش نگاه خوب و مثبت مردم به پليس بود .ونيروهاي پليس هم حقيقتا سنگ تموم گذاشته بودن و زحمات زيادي كشيدن. اگر اين اعتماد از بين بره (كه خيلي هم خدشه دار شد) ، يكي از اثراتش زير پاگذاشتن قانون و بي اعتنايي به اون در همه موارده .
درست يه ماه بعد ، همه اون زحمت ها به باد فنا رفت . ما ميگيم گاو ده من شير . گاوها چي بايد بگن.لابد انسان صد من شير
irandromeda wrote on May 22, '07
are un doran kheili bahal bud, police yak obohati dasht ke nagu, vali be ghole shoma Ostad, heiiif :(
erfaningenia wrote on May 23, '07
!ما یکی کمتر، می گیم گاو نه من شیر ده
shojaat wrote on May 23, '07
merci pesare khoob mesle hamisheh ziba bood
sabokro wrote on May 23, '07
...
جزامیان ترس، مردانِ مرد را اخته می کنند.
جزامیان ترس، زیبا زنان شهر را مُثله می کنند.
جزامیان وحشت، بر گرده خرانشان، اسب های دشت را تکفیر می کنند.
جزامیان ترس، آب را و آینه را تعذیر می کنند.

....
زمستان۱۳۶۴
....

hamisheh wrote on May 23, '07
are un doran kheili bahal bud, police yak obohati dasht ke nagu, vali be ghole shoma Ostad, heiiif :(
عزیزم الان ابهتش خیلی بیشتره
قبلا از دست غریبه ها . مردم فرار می کردی می رفتی به پلیس پناه می بردی ، الان از دست پلیسا فرار می کنی.... قبلا پلیس می دیدی احساس امنیت می کردی، الان پلیس می بینی 4 ستون بدنت می لرزه
اینو می گن ابهت و جبروت... مگه نه؟
:)
seamanshah wrote on May 23, '07
دشمن دانا به از نادان دوست
dna18 wrote on May 24, '07
منم تو مشهد هیچی ندیدم...؛
قیافه ها هم مثل قبله!؛
فرقی نکرده فکر کنم..؛من هر چی مامور دیدم وایستاده بودن با هم حرف میزدن !!!!!!!!!!؛
shohre wrote on May 26, '07
چقدر شعر پر ازدرددلی
گرگ ها جشن گرفتند به مرگ گل مهر

مرصی عرفان جان
Add a Comment
   
© 2008 Multiply, Inc.    About · Blog · Terms · Privacy · Corp Info · Contact Us · Help