In fact, my decision was to translate some parts of masterpiece of Rumi, the book of Masnavi, in the first days of the New Year. But, today (12/31/06) was also the most important holyday of Muslims, the day of Adha (Eed-e Qorban). Today is the festivity of Abraham and his son. So I thought it's better to chose one of the poems of Rumi, that is about both of these this holydays, albeit with his mystical words. Unfortunately now I haven't enough time to translate the poem for you, but I promise to translate the poetry in the next times. Instead I choose a really beautiful music based on this poem for you. The music is some thing similar to that we think Rumi and his apostles danced with it. Composer and Tar player: Mohsen Nafar, with the voice of Hissam-eddin Seraj. The music is recorded about 20 years ago, and I think some thing as beauty as this one will never repeat again in the history of mystical music. The first 6 minutes of the track is voiceless and somewhat repetitious, but it's necessary to prepare you for the mystical experience. Hope to enjoy it, and Happy christmas and Adha to all of you.
عید قربان (که گذشت) و زایش یشوع مهربان و مسیح آسمان بر همه ی شما خجسته باد.
قصد داشتم تا به مناسبت کریسمس هر روز شعری از مثنوی انتخاب کنم و با برگردان انگلیسی تقدیم به دوستداران جلال الدین بلخی در سراسر جهان کنم. پاک امروز را یادم رفته بود (همه اش تقصیر امتحان بافت شناسی ست که بد جوری دل ما را لرزانده). خلاصه به طور اتفاقی یاد آهنگ به یاد ماندنی محسن نفر و حسام الدین سراج افتادم که امروز را می طلبد برای شنیدن. خوب چه مناسبتی از عید اضحی و میلاد عیسی بهتر برای تبریک و تقدیم؟!
گمان کنم آن زمانی که جلال الدین محمد هم این شعر را سروده، زادروز مسیح با عید قربان تصادف داشته...

این کیست این این کیست این
این یوسف ثانی است این
خضر است و الیاس این مگر
یا آب حیواني است این
این باغ روحانی است این
یا بزم یزدانی است این
سرمه ی سپاهانی است این
یا نور سبحانی است این
اين جان ِ جان افزاست این
یا جنت المأواست این
ساقی خوب ماست این
یا باده ی جانی است این
تنگ شکر را ماند این
سودای سر را ماند این
اين سیمبر را ماند این
شادی و آسانی است این
امروز مستیم ای پدر
توبه شکستیم ای پدر
از قحط رستیم ای پدر
امسال ارزانی است این
ای مطرب داوود دم
آتش بزن در دست غم
بردار بانگ زیر و بم
هنگام سرخوانی است این
مست و پریشان توام
موقوف فرمان توام
اسحاق قربان توام
این عید قربانی است این
رستم من از خوف و رجا
عشق از کجا شرم از کجا
ای خاک بر شرم و حیا
هنگام پیشانی است این
گلهای سرخ و زرد بین
آشوب بردابرد بین
در قعر دریا گرد بین
موسای عمرانی است این
هر جسم را جان می کند
جان را خدادان می کند
داد سلیمان می کند
یا حکم دیوانی است این
خورشید رخشان می رسد
مست و خرامان می رسد
با گوی و چوگان می رسد
سلطان میدانی است این
هر جا یکی گویی بود
در حکم چوگان می دود
چون گوی شو بیدست و پا
هنگام وحدانی است این
گویی شوی بیدست و پا
چوگان او پایت شود
در پیش سلطان می دوی
کاین سیر ربانی است این
آن آب بازآمد به جو
بر سنگ زن اکنون سبو
سجده کن و چیزی مگو
کاین سر ربانی است این

این کیست این این کیست این
هذا جنون العاشقین
از آسمان خوشتر شده
در نور او روی زمین
بیهوشی جانهاست این
یا گوهر کانهاست این
یا سرو بستانهاست این
یا صورت روح الامین
سرمستی جان جهان
معشوقه ی چشم و دهان
ویرانی کسب و دکان
یغماجی تقوا و دین
خورشید اندر سایهاش
افزون شده سرمایهاش
صد ماه اندر خرمنش
چون نسر طایر دانه چین
ایوب را آمد نظر
یعقوب را آمد پسر
خورشید شد جفت قمر
در مجلس آ عشرت گزین
بسم الله ای روح البقا
بسم الله ای شیرین لقا
بسم الله ای شمس الضحا
بسم الله ای عین الیقین