سال دوم-سوم دبستان بود که برای نخستین بار شنیدم فارسی شکر است، ترکی هنر است! البته این هنر را هنوز یاد نگرفتم (چونان که هنرهای دگر!) اما موسیقی آذریها و عثمانیها برای من حکم ارث پدر و شیر مادر پیدا کرده. به خصوص اگر آواز آذری باشد و سدا هم، سدایی رسا باشد. حالا فرق نمیکند چه قاسموف باشد صاحب سدا، چه ودود موذن.
این آواز شورودود را خیلی دوست دارم؛ خیلی. چه، این آواز تنها قسمت از نوار آرزو قيزیم ودود است که برای من شنیدنیست. بقیهی نوار... موسیقی پاپ، آن هم از نوع خاصاش است، چنان که افتد و دانی! ترجمهاش هم نمیکنم. گرچه میدانم منتی هم نبود اگر ترجمه میشد؛ چون شعرش کاملا برای فارسی زبان قابل درک است!
ودود، در ۱۳۳۹در خانوادهی موذنزاده در اردبیل زاده شد. در موسیقی ردیف دستگاهی فارسی شاگردی استاد ناصحپور را کرد؛ گرچه نزد استادان ملتپرست، شاملو و آشتیانی نیز تلمذ نمود. تار را با جناب مظهری شروع کرد و موسیقی موقامی آذری را به صورت آکادمیک (در کنسرواتوار باکو) نزد آغاخان عبدالهیف ادامه داد؛ سپس به مجالست و شاگردی نزد حاجیبابا حسیناف، یعقوب احمداف، رامیز قلیاف و عارف بابایف پرداخت. وی در زمینه موسیقی عاشیقی نیز شاگردی عاشیق ایمران حیدری را نمود و به فراگیری قوپوز رویآورد. باید اضافهکنم ودود نقاش و مجسمهسازی چیرهدست و نیز، عکاسی حرفهایست و خیلیها او را بیشتر به همین روی تحسین میکنند؛ گرچه دوستی به مزاح اسکیبازی او را بهتر از بقیهی هنرهایش میدانست!
چهرهی ابوالحسنخان اقبالآذر؛ یکی از اسطورههای آواز ایرانی؛ اثر ودود موذن
خلاصه آنکه ودود از آن جمله مردمان خوشذوق و هنرپرورست که مایهی فخر و مباهات ماست؛ گرچه گاهی بعضی از آهنگهای پاپ ترکیاش را نمیپسندم.
عکس و نقاشی(چهرهی اقبالآذر) و مجسمهای که در این صفحه میبینید، همگی اثر خود ودود است که در این تصویر مشغول اتمام این مجسمه است.
این آواز ودود را میتوانید از این پیوند بارگذاری کنید.