"ضبط تصنیف در دوره[ی] قاجار
برخلاف این گمان عامیانه، که خوانندگان برجسته و قدیمی ایران، از خواندن تصنیف اجتنابمی کردهاند، از آغاز ضبط صفحههای فارسی در سال ۱۲۸۴ شمسی در تهران، تصنیفهای متعددی از خوانندگان صاحبنام و صاحبسبکی چون سیداحمدخان، علیخان نایبالسلطنه، قلیخان شاهی، قربانخان شاهی، آقاحسین تعزیهخوان و دیگران بهجا مانده است.
استقبال همیشگی توده[ی] مردم از تصنیف، و توجه کمپانیهای صفحهپرکنی به موفقیت تجاری، سبب شد تا تصنیف سهم دائمالتزایدی در آثار ضبطشده بیابد و گنجینهای که از تصانیف قدیمی برای امروز بیادگار مانده، بسیار غنیباشد. در سال ۱۲۸۸شمسی علاوه بر ضبط پنج تصنیف با [سدا]ی سیدحسین طاهرزاده، بالغ بر چهل تصنیف و ضربی با [سدا]ی رضاقلیخان نوروزی ضبط می گردد.
مهمترین نکته ای که در تصنیفهای ضبط شده در سال ۱۲۹۱ در تهران وجود دارد، ضبط تصانیف عارف است که با [سدا]ی افتخار، امجد و زری، که زنان پیشگام در ضبط صفحه می باشند، صورتمیگیرد. در این سال، اگرچه بیش از حدود دو سال از ساختن تصنیف دل هوس...، سپری نشده اما اشتهار و فراگیر شدن آن بحدیست که علاوه بر سه خواننده یاد شده، با [سدا]ی محمدخان بلبل، نیز ضبط می گردد.
فراز دیگر در ضبط تصنیف در عصر قاجار، صفحههای ضبطشده در سال ۱۲۹۳ شمسی، در تفلیس است، که در کنار آوازهای ابوالحسن [«]اقبال السلطان[»] و طاهرزاده، و ساز درویش و باقرخان رامشگر، یکی از نابترین گنجینهها و یادگارهای موسیقی ایرانیست.
پس از سال ۱۳۰۰شمسی و گسترش کنسرتها، اپرتها، و تئاتر، و ظهور ستارگانی چون پری آقابایف، قمرالملوک وزیری، و ملوک ضرابی، صحنه[ی] اجرای تصنیف از خوانندگان مرد خالیشد به گونهای که در آثار ضبطشده در سال ۱۳۰۵ شمسی، در تهران، در کنار بیش از چهل تصنیف ضبطشده از سه هنرمند یادشده، حتی یک تصنیف از خوانندگان مرد وجود ندارد.
روند ذکر شده با دو استثنا، [که] عبارتند از ج- ص و سید جواد بدیع زاده [ادامهیافت].
ج- ص کیست؟
ج- ص ستارهایست، که تنها یکبار در آسمان هنر موسیقی ایران می درخشد، و آثاری ارزشمند از خود برجای گذاشته، و خودخواسته از این صحنه بیرونمیرود. شناختی که برای کاوشگران نسل امروز موسیقی از این چهره حاصل می شود، تنها با دستیابی، مشاهده، و شنیدن صفحههای کمپانی کلمبیا با برچسب سبز رنگ ممکن است، که نام خواننده آنها ج- ص میباشد.
به دلیل مجهولی، این هنرمند سعی در پنهانداشتن هویت خود داشته، که چندان عجیب نیست، و هنرمندان دیگری، نیز بر روی صفحههای خود از اسامی مستعار استفادهکردهاند، اما هیچکدام، نظیر ج- ص در محاق و تاریکی باقینماندهاند. امروز، تنها دانسته متقن و مستند آن است که ج- ص هنرمندی است به نام جمال صفوی، و از شرح احوال و آثار وی در منابع تاریخ معاصر موسیقی ایران، ذکر قابل اعتنائی به چشم نمیخورد. دیسکوگرافی جمال صفوی گویای این حقیقت است که این سکوت، امری چندان عادی نیست. در بین چهرههای هنر آن عصر، تنها نام میراحمد صفوی (پدر خانم عصمت صفوی، بازیگر معروف و قدیمی) وجود دارد، که ورزشکار و پیشگام هنر بدل کاری در سینمای ایران بوده، و شاید، بتواند سرنخی برای پژوهشهای آتی باشد."
(برگرفته از ژورنال صفحهی سنگی: امیر منصور، شمارهی ۶، با تغییراتی که با رنگ تیره، [و داخل قلاب] مشخصشدهاند.)

در اینجا، دو تصنیف ِ (شاید) آشنای ِ «دوشدوش» و «نسیم سحر» را از میان مجموعههایی که توسط مؤسسهی فرهنگیهنری آوای مهربانی [۱] منتشر شدهاند، انتخابکردم، و پس از خشگیری با کمک نرمافزار Adobe Audition بهشما تقدیم میکنم. به زعم بنده، تنها ناشر موسیقی ایرانی، با نگرش مسئولانه و دیدگاه تحقیقاتی، مؤسسهی آوای مهربانیست؛ جز این که این مؤسسهی محترم، تلاش و کوشش فراوانی برای نشر صفحاتی نسبتاً مکتوم از تاریخ معاصر موسیقی ایرانی، مبذولداشته، تا بهجایی نسبت به این وظیفهی خطیر تحقیقاتی، نگرش مسئولانه دارد، که حتی از پالایش صوتی آثار منتشر شده، نیز خودداری میکند. بدیهیست، برای گوش ناآشنا، خوکردن به سداهای خشوخش صفحات قدیمی ناخوشایند است؛ به ناچار، بنده مرتکب چنین کاری شدم، تا دو قطعهای که به شما پیشکشمیکنم، همراه با دشخواری شنیداری نباشد.
نسیم سحر و رِنگ پس از آن؛ آهنگ، حاجعلیاکبرخان شهنازی؛ آواز، جمال صفوی؛ پیانو، استوار؛ تار، سالاری؛ ویولون، ابراهیمخان منصوری؛ ضرب، مهدی غیاثی؛ مصنف، ملکالشعراءبهار؛ سال ۱۳۰۷؛ طول قطعه، ۵:۴۵؛ ۱/۳۱ مگابایت [پیوند برای بارگذاری]
دوشدوش؛ تصنیف قدیمی؛ آواز، جمال صفوی؛ پیانو، استوار؛ تار، سالاری؛ ویولون، ابراهیمخان منصوری؛ ضرب، مهدی غیاثی (؟)؛ سال ۱۳۰۷؛ طول قطعه، ۲:۳۶؛ ۶۱۳ کیلوبایت [پیوند برای بارگذاری]